داستان های کوتاه(عشق)

حسادت یک مرد به گربه ی کره خر !....

مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، یک

روز گربه را برد و چندتا خیابان آنطرف تر ول کرد ولی تا رسید به خانه،

دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و

مرد حسابی کلافه شده بود.


بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و

غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده ول کرد. آن

شب مرد به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه‌ی

کره خر، خونه هست؟


زنش گفت: آره


مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!خنده

[ ۱۳٩٢/۳/٩ ] [ ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]