داستان های کوتاه(عشق)

خرگوش مثبت اندیش...

خرگوش می‌ره تو جنگل روباه رو می‌بینه که داره تریاک می کشه، 

می‌گه آقا روباهه این چه کاریه؟! پاشو بدوییم... شاد باشیم!     

می رن تا می رسن به گرگه. می بینن داره حشیش می کشه،

خرگوش می گه آقا گرگه این چه کاریه؟! پاشو شاد باشیم! بدوییم!

گرگم پا می شه می رن 3 تایی می رسن به شیره، می بینن داره

تزریق می کنه.


خرگوش می گه آقا شیره این چه کاریه؟! پاشو بدوییم... ورزش کنیم...

شاد باشیم! شیره می پره می‌خورش!


گرگ و روباه می گن چرا خوردیش؟! این که حرف بدی نزد!

شیره می گه: نه بابا! این پدرسگ هر روز یه قرص اکـس می زنه میاد

مارو دور جنگل میدوونه! خنده

[ ۱۳٩٢/٩/۱ ] [ ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]