داستان های کوتاه(عشق)

مرد خسته آمریکایی...

من یک آمریکایی هستم.مدتها بود با خودم فکر میکردم که چرا انقدر خسته ام؟؟؟


تا اینکه دیروز علت خستگی ام را فهمیدم!!!!!!!


الان میدانم که به خاطر کار زیاد خسته شده ام.میدانید چرا؟؟


برایتان توضیح میدهم:

جمعیت کشور من ۲۷۳ میلیون نفر است که ۱۴۰ میلیون نفرشان بازنشسته شده اند.با

این حساب یعنی ۱۳۳ میلیون نفر مشغول به کارند.از این تعداد ۸۵ میلیون نفر در مدارس

و دانشگاهها درس میخوانند و این یعنی ۴۸ میلیون نفر کار میکنند.


در چنین شرایطی ۲۹ میلیون نفر در سازمانها و اداره های فدرال-مراکز دولتی-کار میکنند

که اصولا در این ادارات هیچکس کار نمیکند!!!

میماند ۱۹ میلیون نفر که از این تعداد ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر راهی عراق شده اند تا

صدام را بکشند!!!


میماند ۱۶ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر که ۱۴ میلیون و ۸۰۰ هزار نفرشان کارگر هستند و

ربطی به من که کارمندم ندارند!!!


به این ترتیب یک میلیون و۴۰۰ هزار نفر باقی مانده اند که از این تعداد ۱۸۸ هزار نفر در

بیمارستانهاو مراکز درمانی بستری هستند،یک میلیون و۲۱۲ هزار نفر برای کار باقی

میماند که بر اساس آمار وزارت کشور،یک میلیون و ۲۱۱ هزار و ۹۹۹ نفر هم در زندانها به

سر میبرند،پس فقط یک نفر باقی میماند که آن یک نفر هم من هستم...

آری،همه کارهای کشور بر دوش من است و به همین خاطر خیلی خسته ام!!!!!!!!!!!!


"از یادداشت های روزانه یک دیوانه" نیشخند

[ ۱۳٩٢/٩/٦ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]