داستان های کوتاه(عشق)

دقت عمل و رقت عمل...

 

در اولین ساعت درس کلاس تشریح و کالبد شکافی‌ دانشکده پزشکی‌

یزد استاد به دانشجویان سال اول میگوید:

به شما تبریک میگویم که در کنکور قبول شده و الان رسما دانشجوی

پزشکی‌ هستید. ولی‌ برای فارغ التحصیل شدن و پزشک شدن هم باید

"دقت عمل" داشته باشید و هم "رقت عمل".

همه شما باید این کار که من الان می‌کنم را انجام بدهید اگر نه به درد

این رشته نمی خورید و اخراج هستید!! سپس یک جسد وارد کلاس

می‌کند و ناگهان انگشتش را تا ته در ماتحت جسد فرو می‌کند می

گذارد توی دهانش و می مکد.سبز


و می گوید حالا شما هم باید همین کار را بکنید!!

دانشجوها شوکه می شوند و اعتراض می کنند ولی‌ استاد می گوید الا

و بلا باید بکنید وگرنه اخراج هستید.


چند تا دخترها غش می کنند،

پسرها بالا می اورند، ولی‌ با هر بدبختی

هست همه دانشجوها آخرش انگشت در ماتحت جسد می کنند و

می گذارند در دهنشان و می مکندسبز


استاد میگوید:

هان. شما همه رقت عمل تان خوب بود ولی‌ دقت عمل نداشتید. شما

همگی‌ انگشت اشاره را در ماتحت کردید و مکیدید ولی‌ من انگشت

اشاره را در ماتحت کردم و انگشت وسط را مکیدم. سعی‌ کنید بیشتر

دقت کنید.خندهقهقهه

[ ۱۳٩٢/٩/۸ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]