داستان های کوتاه(عشق)

نهنگ.....

 

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: "از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک

آدم را ببلعد زیرا با وجودى که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است امّا

حلق بسیار کوچکى دارد."

دختر کوچک پرسید: "پس چطور حضرت یونس به وسیله یک

نهنگ بلعیده شد؟"

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که: "نهنگ نمى‌تواند آدم را

ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است."

دختر کوچک گفت: "وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس

مى‌پرسم."

معلم گفت: "اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟"

دختر کوچک گفت: "اونوقت شما ازش بپرسید."نیشخندخنده

[ ۱۳٩۱/۱٠/۸ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]