دو راهب و یک دختر زیبا...

دو راهب در مسیر زیارت خود ، به قسمت کم عمق رودخانه ای رسیدند.


لب رودخانه ، دختر زیبائی را دیدند که لباس گرانقیمتی به تن داشت.


از آنجائی که ساحل رودخانه مرتفع بود و آن دختر خانم هم نمیخواست

هنگام عبور لباسش آسیب ببیند ، منتظر ایستاده بود .

یکی از راهبها بدون مقدمه رفت و خانوم را سوارکولش کرد.



سپس او را از عرض رودخانه عبور داد و طرف دیگر روی قسمت خشک

ساحل پائین گذاشت .


راهبها به راهشان ادامه دادند.

اما راهب دومی یک ساعت میشد که هی شکایت میکرد : ”

مطمئنا این کار درستی نبود ، تو با یه خانم تماس داشتی ، نمیدونی

که در حال عبادت و زیارت هستیم ؟ این عملت درست بر عکس

دستورات بود ؟ “

و ادامه داد : ” تو چطور بخودت این اجازه رو دادی که بر خلاف قوانین

رفتار کنی ؟ “

راهبی که خانم رو به این طرف رودخونه آورده بود ، سکوت میکرد ،

اما دیگر تحملش طاق شد


و جواب داد:” من اون خانوم رو یه ساعت میشه زمین گذاشتم اما تو چرا

هنوز داری اون رو تو ذهنت حمل میکنی ؟! “

/ 18 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
tahamiishe

[لبخند] اماااااان..... دلم خیلی از این داستانا پره... ای خدا شکرت

مریم

میشن کاسه داغ تر ازاش

دیبا

مَردُم به موجودي گفته ميشه که از بدو تولد همراهيت ميکنه و تا روز مرگت مجبوري که براي اون زندگي کني. براي مَردُم خيلي مهمه که تو چي ميپوشي؟ کجا ميري؟ چند سالته؟ بابات چيکاره است؟ ناهار چي خوردي؟ چند روز يه بار حموم ميري؟ چرا حالت خوب نيست؟ چرا ميخندي؟ چرا ساکتي؟ چرا نيستي؟ چرا ازدواج نميکني؟ چرا بچه دار نميشي؟ چرا اينطوري نوشتي؟ عاشق شدي؟! چرا اونطوري نوشتي؟ فارغ شدي؟! چرا چشات قرمزه؟ بيخوابي کشيدي؟! چرا لاغر شدي؟ شکست عاطفي خوردي؟! چرا چاق شدي؟ زندگي بهت ساخته؟! و چراهاي بسياري که تا جوابش رو بدست نياره دست از سرت ور نميداره...

دیبا

اگر بسيار کار کني مي گويند احمق است. اگر کم کار کني مي گويند تنبل است. اگر خرج کني مي گويند افراط گر است. اگر جمع کني مي گويند بخيل است. اگر ساکت و خاموش باشي مي گويند لال است. اگر زبان آوري کني مي گويند ورّاج و پرگو است. اگر روزه بداري و شبها نماز بخواني مي گويند رياکار است. و اگر عمل نکني مي گويند کافر است و بي دين. مَردُم ذاتا قاضي به دنيا مياد. بدون ِ اينکه خودت خبر داشته باشي، جلسه دادگاه برات تشکيل ميده، روت قضاوت ميکنه، حکم برات صادر ميکنه و در نهايت محکوم ميشي. مَردُم قابليت اينو داره که همه جا باشه، هرجا بري ميتوني ببينيش، حتي تو خواب. اما مَردُم هميشه از يه چيزي ميترسه، از اينکه تو بهش بي توجهي کني، محلش نذاري، حرفاش رو نشنوي و کاراش رو نبيني. پس دستت رو بذار رو گوشات، چشمات رو ببند و بي توجه بهش از کنارش عبور کن و با نگاهي اميدوارانه به اهدافت مشغول کار خودت شو ...

پریناز

عالی بود واقعا جالب بور ممنون

درمانده

وای ایول خیلی باحال بود چقدر از این ادم های وراج که فکر میکنن خیلی میدونن بدم میاد ولی عجب سرپوزی بهش زد هه خوشم اومد[عینک]

reza

ممنون عالی بود.

زهرا

چه جواب باحالی بهش داداه کلی خندیدم[قهقهه][گل]

ازاده

( دوره ای شده که حاضرم به جای پت باشم اما یه دوست واقعی مثل مت داشته باشم...)) واقعا وبت عالیه

52538

[دست][قلب]